یادگیری(ها)، زبان(ها) و کلیشه(ها)

قبل از شروع به یادگیری این زبان جدید، تصوری که در ذهن داشتید چه بود؟

  1. زبان دشواری به ویژه در نوشتن.
  2. زبان سختی است اما نه مانند زبان‌های دیگری که قبلاً یاد گرفته‌ام، و زبانی مانند آلمانی.
  3. هرگز به آن نیاز نخواهم داشت، گرامر دشوار
  4. کاملاً آسان، کمتر از آلمانی، بیشتر از سوئدی، تلفظ دشوار
  5. هیچ کدام
  6. زبان‌هایی که بیشترین شباهت را به زبان‌های هندواروپایی دارند، زبان‌های بسیار ناشناخته‌ای برای من هستند.
  7. من فکر می‌کردم که یادگیری آن برای یک خارجی غیرممکن است. به جز فکر احمقانه‌ای که این زبان زبان افراد مرفه است (و در ابتدا از آن متنفر بودم)، زبان فرانسوی به نظر می‌رسید که خیلی «جاری» و خیلی «ملودیک» است در مقایسه با زبان مادری‌ام.
  8. من واقعاً اطلاعات زیادی درباره‌اش نداشتم. می‌دانستم که زبانی تنالیته‌ای است، اما درک درستی از اینکه در عمل چه معنایی دارد نداشتم.
  9. آسان برای یادگیری و مشابه آنچه قبلاً یاد می‌گرفتم.
  10. نوعی آسان برای یادگیری