به طور مختصر، برداشتهای خود را از روشهای یادگیری که دریافت کردهاید و نتایج امروز توصیف کنید.
روش شنیداری-گفتاری؛ تمرکز بر صحبت کردن که خیلی خوب عمل کرد. نه چندان بر گرامر، اما گرامر آن آسان است بنابراین چندان ضروری نبود.
تمرکز بر گرامر، که خیلی سخت بود و هنوز هم کار نکرد، بنابراین اکنون نه گرامر میدانم و نه صحبت کردن.
تمرکز بر همه چیز، از مدتها پیش، خیلی خوب عمل کرد.
خوب عمل کرد، اما نیاز به ابتکار زیادی دارد. اما روش، شنیدن + صحبت کردن + تمرینات گرامری، خوب جواب داد.
مدرسه یا دورههای خصوصی به من پایهای مستحکم برای جنبههای گرامری و ساختاری زبان دادند. اما یادگیری بخش «خشک» و فنی فقط برای شروع بود، تعامل با سخنرانان بومی و در واقع به کار بردن دانش خود در عمل، چیزی است که بیشتر در فرآیند یادگیری زبان من مؤثر بوده است.
من تا کنون فقط اصول اولیه را یاد گرفتهام. فکر میکنم میتوان لهجه و مهارتهای شنیداری خوبی را نسبت به نحوه معمول تدریس زبانها (در کلاس درس) ایجاد کرد. با توجه به اینکه من فقط در مسیر رفت و برگشت به دفتر به صوت گوش میدهم، فکر میکنم این واقعاً فوقالعاده است.
تمام ۴ شایستگی به عنوان موارد مهم در نظر گرفته شدند. فکر میکنم این روش خوب عمل کرد. با این حال، "اشتباه" در مدرسه به عنوان چیزی بد در نظر گرفته میشد، بنابراین از صحبت کردن یا انجام اشتباهات و گرفتن نمره بد میترسیدم. در دانشگاه اینطور بد نیست.
هنوز نمیتوانم به این زبان صحبت کنم.
یادگیری زبان نیاز به همه روشها دارد، صحبت کردن، نوشتن، گوش دادن. همه اینها را در کلاسهای خود یاد گرفتم و از این بابت خوشحالم، زیرا واقعاً کمک میکند. بهویژه صحبت کردن، زیرا بدون تمرین زیاد نمیتوانید یک زبان را یاد بگیرید.
تولید گفتاری خیلی کم کار شده بود. من نیاز داشتم که در خارج از کشور زندگی کنم تا واقعاً انگلیسیام را بهبود ببخشم و آن را به درستی در زندگی روزمره استفاده کنم.